رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

سال 98 و تولد 7 سالگی

1398/3/20 20:21
نویسنده : رومینا
643 بازدید
اشتراک گذاری

پسرم

 

شکوفه زندگیم

8سال پیش

روز عجیبی بود وقتی که فھمیدم بار شیشه دارم .. پسرم اون روز بال گرفتم .....خدای من ثانیه ھای باور نکردنی عمرم بود . روزھا گذشت و من و تو بار شیشه ام بیشتر به ھم اخت گرفتیم . شدیم یه پارچه ...یه تن . تو به من چسبیده بودی .. شدی خون و دل . شدی یک تکه از جونم . بود و نبودم . اون دوران  رویایی بود . شدی تمام غم و شادیم ...شدی خنده و نگرانی ام ....شدی حال غریبی آشنا . 

 4 ھفتھ و شش روزبعد از لقاح صدای تپنده ی قلبت رو در ساعت 4و40دقیقه در مطب خانوم دکتر سوزان ناصری مھربون شنیدم . چقدر دوستش داشتم . ھنوز حال عجیبی دارم .

پسرم امیدوارم  انسانی بشی والا ...سالم و تندرست . تا به اینجا خورشیدی ھست تابناک ...بتاب پسرم و انرزی ببخش ... خداوند تو و ھمه ی بچه ھا رو در پناھش نگه داره . نازنین پسرم ....

 

 

بی شک  خدا مرا دوست دارد .

 

نفسم ....

تو تک پسری هستی از  همه نظر ایده آل و عالی .

یه پسره موفق و شاد و دلزنده ...یه پسره باهوش و اکتیو ...یه پسری که با همون قدمهای کوچیکش از خیلی ها جلوتره .

زندگی من و بابایی ...

دنیا به کامت شازده فضایی من .

 

تولدت مبارک باشه زندگی من 

 

 

ساعت تولد تک پسری 

 

 

 

 

 

 

 مامان رفعت یه تولد دیگه  خونشون  گرفته بود.

 

 

 

 

 

عید نوروز همراه دوستای عزیزم 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خالد نبی

 

 

 

دریاچه شورمست 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پسندها (4)

نظرات (3)

عمه فروغعمه فروغ
21 خرداد 98 1:36
تولدت مبارک گل پسر
سحرمامی آرتینسحرمامی آرتین
23 مرداد 98 22:23
تولدت مبارک عزیزم انشاالله درتمام مراحل زندگیت موفق ومویدباشی رادوین جان😍😍😍
مامان حسنا
31 تیر 99 11:51
ای جونم من فکر کردم دختر باشه. ماه بشی ماشالله
رومینا
پاسخ
😂  قربونت عزیزم